شمس سراج عفيف

302

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

و السلام التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله * * بيت * بر سر هركس چو ترا دست هست * * دست مكش از سر هر زيردست مقدمهء هشتم بردن پسر « 2 » عماد الملك كيفيت ياران پيش سلطان فيروز شاه و جواب با صواب يافتن نقل است وقتى « 3 » ملك اسحاق عماد الملك پيش شاه فيروز رفت و كيفيتي گفت - كه اگر فرمان شود چون بعضي اشخاص از طائفهء ياران حشم پير و معمر شده‌اند و در سواري آمدن نميتوانند بجاى ايشان جوانان باقوت را استقامت دهند - و دران ايام ملك عماد الملك پير شده بود - ملك اسحاق پسر او بجاي پدر كار ديوان عرض ميكرد - چون ملك اسحاق اينچنين كلمات پيش شهنشاه با بركات بازنمود سلطان فيروز فرمود - اي اسحاق نيكو كيفيتيست كه پيش ما آوردهء هر آئينه چون يكى پير شود او را دور كنند - و بجاى او ابناى او را و يا غيرى را استقامت دهند - بهر دو حال آن پيران كهن سال را خواري بكمال روي نمايد - همين پدر تو بشيرا پير شده است - باري اول همين پدر خود را از شغل و استقامت دور كن « 4 »

--> ( 2 ن ) كيفيت ياران پير ملك اسحاق عماد الملك پيش آه * ( 3 ن ) وقتى كه * ( 4 ن ) معزول كن *